بکوشیم از رنج دیگران بکاهیم

همه ما باید سعی کنیم درد و رنج دیگران را کاهش دهیم ، نه اینکه درد دیگران را بیشتر کنیم. گاهی اوقات کارخانه سیمان مردم را به منطقه ساخت و ساز و توسعه می کشاند و “رنج می برد” ، گاهی اوقات همین کارخانه سیمان باعث آلودگی هوا و “رنج” می شود. بنابراین خود کارخانه سیمان اهمیتی ندارد. نکته مهم این است که باعث کاهش یا افزایش رنج انسان می شود.
به گزارش سرگرمی برای همه ، عصر ایران: او نوشت: “27 دسامبر سالروز تولد لویی پاستور بود که اولین واکسن را در سال 1885 تزریق کرد. در تاریخ 6 ژوئیه ، گردن مردم از آن زمان حق بزرگی دارد ، از 135 سال پس از تاج گذاری ، جهان تشنه واکسن این بیماری است و با دیدن اثر مصونیت آن و ابتلا به این بیماری ، ارزش کار آن را بیش از هر زمان دیگر درک می کنیم: (امسال در 27 دسامبر ، برخلاف سه سال پیش از سال کبیسه سال ، سال مصادف با 7 ژانویه بود ، نه 6 ژانویه سال گذشته).
البته برتری به ادوارد انر اعطا شد ، وی اولین واکسن آبله مرغان را تولید کرد. اما کشیش موفق می شود ، و ماجرا از این قرار است که در همان روز 1885. در همان روز ، 6 ژوئیه ، 135 سال پیش ، شخصی به نام تئودور وان پسرش ، جوزف جوزف میستر را به نزد پیشوایان برد. سگ پس از 12 بار گاز گرفتن ، پسر را گاز گرفت ، خونریزی کرد و او را زخمی کرد. لویی پاستور با دوست پزشک خود ، که موافقت کرد جوزف اوزف را معاینه کند ، مشورت کرد.
جوزف osef در حال مرگ بود و اولین آمپول در ساعت 8 شب انجام شد. پس از آن ، به مدت 12 روز ، 12 تزریق انجام شد و جوزف اوزف جوان نجات یافت.
سه ماه بعد ، در 16 اکتبر 1885 ، لوئیس پاستور نامه ای دریافت کرد که به وی فرصتی دیگر برای آزمایش مجدد واکسن هاری داده بود. بیمار این بار نوجوان بود ، البته چوپانی به نام ژان آن باتیستا ، که در 14 اکتبر توسط سگ مورد حمله قرار گرفت و شش روز بعد ، درمان در 20 ام آغاز شد. ژان آن پس از هشت بار آمپول درگذشت. در این روز ، لوئیس پاستور موفقیت خود را اعلام کرد ، و پاستور یک قهرمان بین المللی شد.
اینها نکات جدیدی نیستند ، اما دلایل مختلفی برای به خاطر سپردن آنها وجود دارد.
نخست این که این روزها ، به دلیل بحث درباره واکسن ایرانی یا خارجی ، بدانیم که علم مرز ندارد ، چوپانان به همه بشریت تعلق دارند.
دوم ، به یاد داشته باشیم که بزرگان تاریخ بشر در زمینه های مختلف کسانی هستند که “رنج انسان را کاهش می دهند”. اگر انسان سنتی پذیرفت که در زندگی از “رنج” گریزی نیست ، از طرف دیگر ، انسان مدرن سعی می کند “رنج” را “رنج” جایگزین کند ، اما قبل از این مرحله بین رنج و لذت ، افرادی مانند پاستور سعی کردند انسان را کاهش دهند رنج کشیدن. امسال نیز بسیاری از دانشمندان سعی کرده اند به جای اینکه تسلیم تاج نشوند یا اجتناب ناپذیر بدانند ، واکسن تولید کنند. با این حال ، اثربخشی آن مبهم است. تجربه کاهش درد و رنج دیگران قابل ستایش است.
قضاوت و ارزیابی آسان تر خواهد بود اگر قضاوت های ما درباره دیگران مبتنی بر کاهش یا افزایش رنج باشد. این بدان معناست که رنج انسان کاهش یافته یا زیاد شده است.
از این نظر ، مخترع ماشین لباسشویی ، که از رنج مردم در شستن لباس می کاهد ، کمتر از فیلسوف خواستار “حق با اوست”.
در طی این 135 سال چه تعداد جان با واکسن نجات یافته است؟ چند نفر با جنگ نجات یافته است؟ یا در طول این سال ، به دلیل نداشتن تاج ، چه تعداد نفر در دنیا و در ایران کشته شدند. با این حال ، اگر واکسن زودتر رسیده بود: تاثیری داشت ، آنها زنده می ماندند.
همه ما باید تلاش کنیم تا رنج دیگران را کاهش دهیم ، نه اینکه رنج دیگران را افزایش دهیم. گاهی اوقات کارخانه سیمان مردم را به منطقه ساخت و ساز و توسعه می کشاند و “رنج می برد” ، گاهی اوقات همین کارخانه سیمان باعث آلودگی هوا و “رنج” می شود. بنابراین خود کارخانه سیمان اهمیتی ندارد. نکته مهم این است که باعث کاهش یا افزایش رنج انسان می شود.
اگر این دیدگاه غالب باشد ، ما بسیاری از مراحل را بررسی خواهیم کرد و فقط در مورد نتیجه فکر خواهیم کرد. تعریف مدرن پاستوریزاسیون می تواند کاهش درد و رنج دیگران باشد تا فارغ از ادعاها ، شعارها یا ایدئولوژی ها ، ببینیم کدام کلمات و کتاب مقدس ، آیین نامه ها ، قوانین ، تصمیمات ، دستورات ، هر فقر دیگری باعث کاهش یا افزایش رنج می شود. “این انسانی ترین استاندارد ، ساده ترین راه برای یادگیری از یک شبان است.”
انتهای پیام: