افت و خیزهای نامحسوس بازار آهن
بازار آهن و فولاد ایران در دوره ای از نوسانات بسیار محدود و نامحسوس به سر می برد که تحلیلگران آن را «آرامش شکننده» می نامند؛ درک عوامل این سکون نسبی برای برنامه ریزی های استراتژیک حیاتی است.
این دوره سکون ظاهری، بر خلاف دوره های پیشین که با جهش های قیمتی بزرگ همراه بود، ناشی از تلاقی فشارهای متضاد داخلی و سیگنال های متناقض جهانی است. فعالان این صنعت، از کارخانه داران تا توزیع کنندگان، نیازمند درک عمیق تر این پویایی پنهان هستند تا بتوانند ریسک های کوتاه مدت و میان مدت را مدیریت کنند. شرکت غدیر پارسه پردیسان با رصد دقیق این عوامل، به دنبال ارائه تحلیلی است که فراتر از قیمت های روزانه، به ریشه های این ثبات غیرمعمول بپردازد.
کالبدشکافی وضعیت کنونی قیمت ها
بررسی داده های مقطعی نشان می دهد که دامنه تغییرات روزانه در قیمت مقاطعی مانند میلگرد و تیرآهن در هفته های اخیر بسیار محدود بوده است. این نوسانات که اغلب زیر یک درصد گزارش می شود، تفاوت چشمگیری با نوسانات چند درصدی سال های گذشته دارد. این وضعیت، نشان دهنده نوعی انجماد موقت در بازار است که خریداران عمده و فروشندگان بزرگ را به موضع انفعالی و احتیاطی وادار کرده است.
یکی از دلایل اصلی این محدودیت، رفتار ذخیره سازان بزرگ بازار است. این بازیگران کلیدی، با وجود فشار ناشی از هزینه های نگهداری، ترجیح داده اند تا با تزریق آرام محصولات انبار شده خود، از ایجاد شوک های قیمتی صعودی جلوگیری کنند. هدف آنها حفظ سهم بازار و اجتناب از ورود به یک جنگ قیمتی زیان آور است. این استراتژی باعث شده است تا نوسانات قیمتی در کانال های بسیار باریکی باقی بمانند.
تحلیل آماری تغییرات جزئی بازار فولاد
هنگامی که نوسانات قیمتی روزانه در بازه های بسیار کوچک رخ می دهد، معمولا بازار به دنبال یک نقطه تعادل موقت است که توسط نیروهای متضاد حفظ می شود. در بخش مقاطع طویل، مشاهده می شود که کاهش های جزئی (مثلا چند صد تومانی در هر کیلوگرم) اغلب با واکنش سریع فروشندگان برای حفظ قیمت های اعلام شده خنثی می شود. این امر نشان می دهد که هنوز تقاضای پنهانی وجود دارد که اجازه نمی دهد قیمت ها به شدت سقوط کنند، هرچند این تقاضا برای رشد قوی کافی نیست.
عوامل داخلی: موتور محرک سکون بازار آهن
فضای داخلی بازار آهن آلات ایران به شدت تحت تاثیر چند متغیر کلیدی است که همگی به سمت تثبیت قیمت ها، حتی در شرایط رکود، متمایل هستند. این عوامل داخلی، اغلب قوی تر از سیگنال های جهانی عمل می کنند و دلیل اصلی پدیده افت و خیزهای نامحسوس بازار آهن هستند.
رکود ساخت و ساز و کاهش تقاضای واقعی
بخش ساخت و ساز، به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده مقاطع فولادی در ایران، با مشکلات ساختاری و مالی عمیقی دست و پنجه نرم می کند. طولانی شدن پروژه ها به دلیل کمبود نقدینگی، افزایش هزینه های جانبی و محدودیت های مجوزدهی، مستقیما منجر به کاهش سفارش گیری واقعی برای فولاد شده است. این رکود ساخت و ساز سبب شده است که تقاضا برای خرید مقاطع اساسی مانند میلگرد به پایین ترین حد خود برسد و این عامل خود به عاملی بازدارنده در برابر افزایش قیمت ها تبدیل شده است.
سیاست گذاری و نقش سامانه های نظارتی
مداخله دولت از طریق سامانه های نظارتی و کنترل های مالیاتی، سفته بازی در بازار آهن را به شدت محدود کرده است. این مقررات، هرچند با هدف شفاف سازی و کنترل تورم وضع شده اند، اما در حال حاضر به عنوان مکانیزمی عمل می کنند که از جهش های هیجانی قیمت جلوگیری می نمایند. کارخانه داران و فعالان بازار به جای تمرکز بر سودهای کوتاه مدت، مجبور به تبعیت از چارچوب های قیمتی مشخص شده، به ویژه در بورس کالا، هستند.
تاثیر کنترل های مالیاتی و سامانه های نظارتی در بازار داخلی، عاملی قوی تر از نوسانات لحظه ای نرخ ارز بوده و به حفظ قیمت ها در یک باند محدود کمک کرده است.
وابستگی کمتر به نرخ ارز و استثنای ورق تخت
برخلاف بازارهای موازی مانند ارز یا طلا، بازار آهن در مقاطع طویل (میلگرد و تیرآهن) استقلال نسبی خود را از نوسانات شدید نرخ ارز حفظ کرده است. دلیل این امر، پوشش بخش عمده نیاز داخلی توسط تولیدات داخلی است. با این حال، ورق های تخت (ورق سیاه و روغنی) که وابستگی بیشتری به واردات مواد اولیه یا محصولات نهایی دارند، همچنان نسبت به تغییرات نرخ ارز واکنش های حساس تری نشان می دهند. برای این دسته از محصولات، تحلیل بازار آهن امروز بدون در نظر گرفتن نرخ ارز کامل نیست.
متغیرهای خارجی: سیگنال های متناقض جهانی
در حالی که عوامل داخلی به سمت ثبات نسبی متمایل شده اند، متغیرهای خارجی سیگنال های متناقضی ارسال می کنند که چشم انداز میان مدت را پیچیده می سازد. این سیگنال ها به شدت بر ظرفیت صادراتی ایران تاثیرگذارند.
جریان جهانی سنگ آهن و چشم انداز کاهش قیمت
قیمت سنگ آهن به عنوان ماده اولیه اصلی فولاد، معیاری کلیدی در بازارهای جهانی است. هرچند اخیرا شاهد رشد اندک این ماده بوده ایم، اما ورود محموله های بزرگ سنگ آهن از گینه به بازار چین، که مصرف کننده اصلی است، تحلیلگران را به پیش بینی کاهش قیمت ها تا سطوح ۸۰ دلار در هر تن سوق داده است. چنین افتی، اگر رخ دهد، حاشیه سود تولیدکنندگان ایرانی را به شدت تحت فشار قرار داده و قیمت های صادراتی را رقابتی تر خواهد کرد.
تاثیر رکود تقاضا در بازارهای بین المللی
بازار فولاد در سایر مناطق کلیدی مانند شرق آسیا و بنادر دریای سیاه، نشانه هایی از کاهش تقاضا را بروز داده است. این امر سبب شده است که قیمت محصولات صادراتی کشورهای رقیب مانند چین و ترکیه تحت فشار قرار گیرد. این کاهش قیمت های جهانی، خود عاملی برای تداوم سکون بازار آهن آلات ایران در جبهه صادرات محسوب می شود؛ چرا که جذابیت صادراتی محصولات ایرانی کم می شود.
تحریم ها و هزینه های پنهان تولید
نکته مهم در این میان، تاثیر مزمن تحریم ها است. حتی در دوره ثبات قیمت داخلی، تحریم ها با افزایش هزینه های لجستیک، محدودیت های بانکی برای تسویه حساب ها و اجبار به فروش ارز با نرخ های غیرمنصفانه، حاشیه سود تولیدکنندگان را می خورند. این فشار پنهان، قابلیت سرمایه گذاری مجدد و توسعه ظرفیت ها را در کارخانه ها کاهش می دهد و به نوعی «رکود ساختاری» را رقم می زند.
نقش مذاکرات سیاسی در انتظار بازار
بازار آهن و فولاد ایران، مانند بسیاری از بخش های اقتصادی، به شدت تحت تاثیر جو روانی و انتظارات ناشی از تاثیر مذاکرات برجام بر قیمت آهن قرار دارد. این انتظار، خود به یک متغیر مهم در تحلیل نوسانات جزئی تبدیل شده است.
تاثیر روانی انتظار بر تصمیم گیری ها
اعلام هر خبری مبنی بر پیشرفت یا توقف مذاکرات، بلافاصله بر رفتار سفته بازان و خریداران بزرگ تاثیر می گذارد. در شرایط فعلی، بازار در حالت «انتظار محتاطانه» به سر می برد. فعالان اقتصادی منتظرند تا ببینند آیا گشایش های احتمالی، منجر به کاهش ریسک های سیاسی و تسهیل مبادلات خواهند شد یا خیر. این انتظار، انگیزه خریدهای حجیم را کاهش داده و به پایداری قیمت ها کمک کرده است.
سناریوهای محتمل پس از مذاکرات
اگر مذاکرات به نتیجه برسد، در کوتاه مدت ممکن است شاهد افزایش موقتی قیمت ها به دلیل آزادسازی بخشی از تقاضای انباشته شده باشیم؛ هرچند انتظار می رود با تسهیل صادرات و ورود ارز، این افزایش قیمت کنترل شود. اما در صورت عدم حصول توافق و تداوم وضعیت فعلی، بازار باید با فشار مضاعف ناشی از هزینه های رو به افزایش تولید و محدودیت های صادراتی کنار بیاید. در این سناریو، چشم انداز قیمت میلگرد و ورق سیاه تحت تاثیر رکود ادامه دار داخلی خواهد بود.
پیش بینی و استراتژی های عملیاتی در دوره سکون
با توجه به مجموع عوامل داخلی و خارجی، می توان چشم انداز بازار را در دو افق زمانی بررسی کرد و استراتژی های متناسب با آن را ترسیم نمود.
چشم انداز کوتاه مدت (سه ماه آینده)
انتظار می رود در سه ماه آتی، بازار همچنان درگیر تحلیل نوسانات جزئی بازار فولاد باقی بماند. نوسانات قیمتی محدود خواهد بود، مگر آنکه یک رویداد سیاسی غیرمنتظره (چه در حوزه برجام و چه در حوزه تحریم های جهانی) رخ دهد. فعالان باید آمادگی لازم برای واکنش سریع به تغییرات کوچک را داشته باشند.
چشم انداز میان مدت: وابستگی به اصلاحات داخلی
پایداری یا بهبود واقعی بازار در میان مدت، بیش از هر چیز به اصلاحات بنیادین در سیاست گذاری های داخلی (به ویژه تسهیل فرایندهای صادراتی و مدیریت نرخ ارز برای تامین مواد اولیه) وابسته است. در غیر این صورت، عوامل ثبات قیمت فولاد در ایران به دلیل رکود ساختاری، به یک ثبات همراه با کاهش ظرفیت تولید تبدیل خواهد شد.
توصیه های استراتژیک برای فعالان
در شرایطی که بازار درگیر نوسانات نامحسوس است، قمار بر روی تغییرات لحظه ای قیمت ریسک بزرگی است. توصیه اصلی به خریداران و تولیدکنندگان، تمرکز بر بهینه سازی فرایندهای داخلی و مدیریت ریسک زنجیره تامین است. افزایش بهره وری و کاهش هزینه های غیرضروری، اهرمی مطمئن تر از انتظار برای تحولات سیاسی است.
نتیجه گیری
دوره افت و خیزهای نامحسوس بازار آهن نشان دهنده یک مرحله گذار است که در آن نیروهای متضاد، بازار را در یک منطقه خاکستری نگه داشته اند. ثبات کنونی شکننده است و هرگونه تغییر در معادلات جهانی (مانند قیمت سنگ آهن) یا داخلی (مانند نتایج مذاکرات)، می تواند این تعادل را بر هم زند. برای فعالان صنعت، درک این موضوع حیاتی است که این سکون موقتی است؛ لذا اتکا به تحلیل های بنیادی و استراتژی های مبتنی بر بهره وری، تنها راه اطمینان از بقا و سودآوری در چشم انداز نامعلوم پیش رو خواهد بود.