عمومی

چرا دافعه‌مان هزار برابر جاذبه‌مان است؟

«ما که می دانیم توطئه های رنگارنگی برای مخالفت با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، چرا سیاست های داخلی خود را در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اصلاح نکنیم تا طراحان خارجی این توطئه ها را پیدا نکنند. مبنای اجرا چرا دافعه ما هزار برابر جاذبه ماست؟ چرا افراد تهاجمی را به عنوان مدیر صحنه استخدام می کنیم؟ چرا فکر می کنیم اگر قدرت در انحصار گروهی محدود با سلیقه و فکر باشد بهتر است؟ چرا از افکار متنوع صاحبان اندیشه و نظر و تجربه برای اداره کشور استفاده نمی کنیم؟ چرا رسانه ملی را در میدان اظهار نظر همه کارشناسان وفادار به کشور و نظام قرار نمی دهیم؟

به گزارش سرگرمی برای همه، در سرمقاله یک روزنامه IR: گفته شده: «سرگرمی بی‌سابقه مسئولان کشورمان با مشکلات مربوط به اغتشاشات این روزهایمان، شاید باعث شده است که برخی از اتفاقات مهم اطرافمان را فراموش کنیم. به نظر می رسد بین رویدادهای داخلی و آنچه در داخل مرزهای ما و کشورهای همسایه در حال رخ دادن است، ارتباط معناداری وجود دارد.

رسانه های رژیم صهیونیستی از استقرار حداقل دو سامانه پدافند هوایی «باراک» ساخت اسرائیل در امارات خبر می دهند. به گزارش تاکتیکال گزارش، باتری های سامانه باراک و رادار Elta EL/M-2084 در نزدیکی پایگاه هوایی الظفره در نزدیکی ابوظبی مستقر شدند. در خصوص اهداف ایجاد این سامانه نیز گفته شد که یکی از اهداف مبارزه با تهدیدات احتمالی ایران است. علاوه بر این، خنثی کردن حملات احتمالی موشکی و پهپادی انصارالله یمن از دیگر اهدافی است که امارات از استقرار این سامانه به دنبال آن است.

اگرچه رسانه های رژیم صهیونیستی در مورد آنچه این رژیم از فروش سامانه پدافند هوایی به امارات به دنبال آن است چیزی ننوشتند و نگفتند، اما کاملاً واضح است که صهیونیست ها با این عملیات سعی در گسترش نفوذ اطلاعاتی خود در منطقه دارند. . و دوم اینکه امارات را بیشتر به آنها وابسته کنند شیوخ امارات طبیعتاً وابسته به صهیونیست ها هستند و سال هاست که با رژیم صهیونیستی روابط پنهانی دارند. آنچه در 25 سپتامبر 2019 بین امارات و رژیم صهیونیستی در پوشش پیمان ابراهیم با میانجیگری دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا رخ داد، در واقع افشاگری از روابط شیوخ اماراتی بود. در این حالت از سپتامبر 2019، نفوذ آشکار رژیم صهیونیستی در امارات در زمینه های مختلف نظامی، اطلاعاتی، امنیتی، تجاری و گردشگری به شدت و به سرعت گسترش یافته است که جدیدترین آنها استقرار سامانه پدافند هوایی در این منطقه است. . شیخ نشینی

در مرز شمال غربی کشورمان، رژیم صهیونیستی سال هاست که در حال گسترش نفوذ خود در جمهوری آذربایجان است. ماجراجویی های جنگ قره باغ و تلاش برای قطع مسیر زمینی ایران و ارمنستان با ایجاد تغییرات مرزی، نتیجه نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان است.

در مرزهای شرقی کشورمان نیز هفته گذشته خبر برقراری ارتباط گروه تروریستی «طالبان» با رژیم صهیونیستی منتشر شد که حکایت از حضور حلقه دیگری در محاصره کشورمان توسط رژیم صهیونیستی دارد. اضافه شدن حلقه‌های محاصره در مرزها و حضور صهیونیست‌ها در مرزهای ایران را نمی‌توان امری عادی یا تصادفی دانست. این از یک سو زنجیره ای است که امنیت ملی ما را تهدید می کند و از سوی دیگر نوعی برنامه ریزی برای تضمین بقای رژیم صهیونیستی است. نمی توان شک کرد که جنایت ها و توطئه های رژیم صهیونیستی در سال های اخیر در کشورمان یکی از نتایج وجود این زنجیره است.

راه مقابله با این تهدید گسترش و تعمیق دیپلماسی با کشورهای منطقه است. باید بپذیریم که در دهه های اخیر دیپلماسی موفقی برای تضمین همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان و سایر کشورهای منطقه نداشته ایم و اکنون هم نداریم. اینکه ما پس از حوادث و جهت گیری های ناخوشایند همواره سیاست خود را در زمینه روابط با همسایگان اعلام می کنیم و حتی در این مورد نیز به جای اطمینان از تقریب، زبان حماسه را بر زبان دیپلماسی ترجیح می دهیم، موجب می شود: اختلاف نظر ما باید از حوادث جلوتر باشیم و سیاست پیشگیرانه ما باید بر سیاست واکنشی غلبه داشته باشد.

ما در مسائل سیاسی داخلی هم همین اشتباه را می کنیم. ما که می دانیم توطئه های رنگارنگی برای مخالفت با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، چرا سیاست های داخلی خود را در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اصلاح نکنیم تا طراحان خارجی این توطئه ها مبنایی پیدا نکنند. ? برای اجرا؟ چرا دافعه ما هزار برابر جاذبه ماست؟ چرا افراد تهاجمی را به عنوان مدیر صحنه استخدام می کنیم؟ چرا فکر می کنیم اگر قدرت در انحصار گروهی محدود با سلیقه و فکر باشد بهتر است؟ چرا از افکار متنوع صاحبان اندیشه و نظر و تجربه برای اداره کشور استفاده نمی کنیم؟ چرا اجازه نمی دهیم رسانه ملی نظر همه کارشناسان وفادار به کشور و نظام را بیان کند؟ با چنین سیاستی که اکنون اعمال می کنیم، هرگز نمی توانیم پشتوانه اصلی نظام و اقتدار کشور را که مردم هستند حفظ کنیم. تنها با تغییر این سیاست انقباض و حرکت به سمت سیاست تقریب درونی، منطقه ای و جهانی است که می توانیم همه تهدیدها را خنثی کنیم و روز به روز حیثیت کشور و نظام را بالا ببریم. قدرت دفاعی یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای یک کشور است، اما دیپلماسی هوشمندانه و برنامه ریزی شده همیشه باید حرف اول را بزند. با این دیپلماسی است که می‌توانیم تهدیدات را خنثی کنیم.

انتهای پیام